ماهان جونماهان جون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

خاطرات ماهان عسلی

مهمون های ماهان جون

خاله مینا جون به اتفاق مادر بزرگ امیر جان تشریف آوردن. خاله زهره به اتفاق خونوادشون تشریف آوردن.  دایی محمد به اتفاق همسرشون تشریف آوردن. خاله زری به اتفاق همسرشون و مینا جون تشریف آوردن. عمه اعظم به اتفاق خونوادشون تشریف آوردن. نیلوفر جون و اعظم خانم زن دایی های امیر جون به اتفاق شمیم جون و سمانه جون تشریف آوردن. عمو هادی به اتفاق همسرشون و پسرعموم علی آقا به اتفاق همسرشون تشریف آوردن. خاله ناهید به اتفاق همسرشون و وحید آقا به اتفاق خونوادشون تشریف آوردن. مریم و الهام و میترا جون به اتفاق همسرانشون که دوستان سفر مکه هستند تشریف آوردن. دایی محسن به اتفاق خانوادشون و پسرخالم آقا ناصر هم به ا...
1 آبان 1392

40 روزگی ماهان جون

ماهان جون در27 مهر ماه چهل روزه شد و ما مراسم چله بری را برای ماهان جون انجام دادیم و حمام چله بردیمش و 7 بار چهار قل و آیت الکرسی را به آب خوندیم و با همون آب من و ماهان جون غسل کردیم. از اون روز به بعد به نظرم ساعت های خوابت منظم تر شده و بزرگ تر داری میشی. به امید 40 سالگیت عزیزم که ایشالا من و بابا امیر باشیم و اون روز را ببینیم. خدایا ازت میخوام که پسر ناز من را در پناه خودت و زیر سایه حضرت مهدی حفظ کنی و بهترینها را براش مقدر کنی ، خدای مهربون هزاران بار شکرت میکنم که من را لایق هدیه ای از طرف خودت دونستی و نعمت مادر شدن را به من ارزانی داشتی.     ...
27 مهر 1392

تولد ماهان عسلی

روز دوشنبه 18 شهریور ماه ساعت 3 نیمه شب بود که متوجه شده ماهان زندگیم میخواد به دنیا بیاد، با یه حس عجیبی که انگار دارم خواب میبینم بیدار شدم و به بابا امیر گفتم،بابایی هم که به قدری ذوق کرد که نگو ،بعد رفتم و مامان اکرم را بیدار کردم و بهش گفتم و همهگی تعجب کرده بودند چون قرار بود بعد از ظهر همون روز برای سزارین بریم بیمارستان صارم . خلاصه تا آماده شدیم و رسیدیم به بیمارستان ساعت 5 صبح شده بود و درد های من هم آروم آروم داشت شدید میشد. خلاصه ساعت 1 بعد از ظهر و همزمان با اذان ظهر ماهان جون با وزن 3 کیلوگرم و قد 48 سانتیمتر با زایمان طبیعی به دنیای ما پا گذاشت و عشق 2 نفره ما را 1+2 کرد و درست در ساعت 4 بعد از ظهر که ساعت به دنیا اومدن ب...
24 مهر 1392